تنهاترین پرنده ی دنیا به عزیزترین درخت تمام دنیاها - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:13
تنهاترین پرنده ی دنیا به عزیزترین درخت تمام دنیاها خیلی "دوستت دارم" بدهکار است. خودش می داند که هرچه هم آوازهای عاشقانه بخواند دل درختش دیگر آن نمی شود که قدیم ترها بود. درختش دیگر چاقو نمی خواهد که چشم های پرنده اش را دربیاورد بردارد برای خودش. دیگر برای پرنده شعرهای عاشقانه نمی گوید. پرنده تمام ا
کجایید ای جوانی ،شادکامی ،کامرانی ها - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:13
صدا سر میدهم در کوه کجایید ای جوانی ،شادکامی ،کامرانی ها جواب آمد به صد اندوه کجایید ای جوانی ،شادکامی ،کامرانی ها
وطنداری آموز از ماکیان - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:13
هنوزم ز خُردی به خاطر در است/که در لانه ی ماکیان برده دست به منقارم آن سان به سختی گزید/که اشکم چو خون از رگ، آن دم جهید پدر خنده بر گریهام زد که «هان/وطنداری آموز از ماکیان» علامه میرزا علی اکبر دهخدا
ﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺪﻡ ﻧﻈﺮ - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:13
ﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺪﻡ ﻧﻈﺮ ﻬﺮﻩ ﺑﻪ ﻬﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﻪ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺪﻥ ﺭﺧﺖ ﻫﻤﻮ ﺻﺒﺎ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻮُﻪ ﺑﻪ ﻮﻪ ﻮ ﺑﻪ ﻮ ﻣ ﺭﻭﺩ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﻕ ﺗﻮ ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﺟﻠﻪ ﻢ ﺑﻪ ﻢ ﺸﻤﻪ ﺑﻪ ﺸﻤﻪ ﺟﻮ ﺑﻪ ﺟﻮ منسوب به طاهره قرةالعین
ﺑﻤﯿﺮﯾﺪ ﺑﻤﯿﺮﯾﺪ - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:13
ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺩﺭ ﺍﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﻤﺮﺪ ﺩﺭ ﺍﻦ ﻋﺸﻖ ﻮ ﻣﺮﺩﺪ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺡ ﺬﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﻭ ﺯﻦ ﻣﺮ ﻣﺘﺮﺳﺪ ﺰ ﺍﻦ ﺧﺎ ﺑﺮﺁﺪ ﺳﻤﺎﻭﺍﺕ ﺑﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﻭ ﺯﻦ ﻧﻔﺲ ﺑﺒﺮﺪ ﻪ ﺍﻦ ﻧﻔﺲ ﻮ ﺑﻨﺪﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮ ﺍﺳﺮﺪ ﺗﺸﻪ ﺑﺮﺪ ﺣﻔﺮﻩ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻮ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺸﺴﺘﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺍﻣﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻪ ﺶ ﺷﻪ ﺯﺒﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻩ ﻮ ﻣﺮﺩﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺷﻬﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﺑﻤﺮﺪ ﻭ ﺯﻦ ﺍﺑﺮ ﺑﺮﺁﺪ ﻮ ﺯﻦ ﺍﺑﺮ ﺑﺮﺁ
کشتی طاقت بشکست - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:43
موج این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب دارم اگر تخته به ساحل برسد سعدی
ز تو هر صباح عیدی - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:43
ز تو هر صباح عیدی ز تو هر شب ست قدری نه چو قدر عامیانه که شبی بود مقدر مولانا
من عاشق جانبازم ، از عشق نپرهیزم - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:43
من عاشق جانبازم،از عشق نپرهیزم/من مست سر اندازم،از عربده نگریزم گویند رفیقانم از عشق نپرهیزی؟/از عشق بپرهیزم،پس با چه در آمیزم؟ پروانه ی دمسازم،می سوزم و می سازم/از بیخودی و مستی،می افتم و می خیزم گر سر طلبی من سر در پای تو اندازم/ور زر طلبی من زر اندر قدمت ریزم فردا که خلایق را از خاک بر انگیزند/بی
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:43
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی/چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟! به کسی جمال خود را ننمودهu200fیی و بینم/همه جا به هر زبانی، بود از تو گفت و گویی! غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم/تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویی! به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم/شدهu200fام ز ناله، نا...
تا باد چنین بادا - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 11:43
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا عید آمد و عید آمد یاری که ر
♫ ♫ ♫ ♪ ♪ ♪ ♫ ♫ ♫ - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 0:53
xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> xa0
صورتِ ایمانم آرزوست! - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 0:53
اخرین جمعه ی امسال هم غروب شد ... گوشم شنید قصه ی ایمان و مست شد کو قِسم چشم؟ صورتِ ایمانم آرزوست! اللهم عجل لولیک الفرج و اٌجعنا من اعوانهِ و انصاره و المستشهدین بین یدیه
به چه کار کشت ما را - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 0:53
نه شکوفهای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان، به چه کار کشت ما را ذوقی اردستانی
گر بدینسان زیست باید - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیآویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدینسان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر نه نشانم از ایمان خود، چون کوه یادگاری جاودانه ، برتر از بی بقای خاک احمد شاملو
چون دوست دشمن است - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ شیخ اجل سعدی همچنین التفات کنیدxa0بهxa0: چون سبوی تشنه
چون سبوی تشنه - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
از تهی سرشار، جویبارِ لحظهها جاریست. چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ، دوستان و دشمنان را میشناسم من. زندگی را دوست میدارم؛ مرگ را دشمن وای امّا –با که باید گفت این؟- من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن. جویبارِ لحظهها جاری. م.ا
تا کی کارهایت را من انجام دهم؟! - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
دست از طلب ندارم, [۲۲.۰۲.۱۷ ۰۶:۱۹] دستم را لای موهایم بردم... دست از طلب ندارم, [۲۲.۰۲.۱۷ ۰۶:۱۹] خودم را سخت در آغوش گرفتم! دست از طلب ندارم, [۲۲.۰۲.۱۷ ۰۶:۱۹] بس است دیگر! دست از طلب ندارم, [۲۲.۰۲.۱۷ ۰۶:۲۰] خسته ام کردی! دست از طلب ندارم, [۲۲.۰۲.۱۷ ۰۶:۲۰] تا کی کارهایت را من انجام دهم؟!
جور و جفا کن - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
نیست کسی کز تو پرآشوب نیست این همه هم خوب شدن خوب نیست جور و جفا کن تو حبیب منی مهر و وفا شیوه ی محبوب نیست
دلتنگی درخت - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
خدا نیاورد آن روز را اصلن پرنده مرده باشد دلتنگی درختش را نبیند فریادرس
ویران شوی ای شهر - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 14:00
در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم ویزان شوی ای شهر ! که میخانه نداری!