من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم/همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى/که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به‌رویم، شب و روز/که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم/خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد/از دم رند مى‌آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم/من که با دست بت میکده بیدار شدم

امام خمینی کبیر روحی فداه

پاسخ امام خامنه ای به این شعر

  • مطالب مرتبط
  • به جانت ! کاز میان جان ... زجانت دوست تر دارم !
  • تو و طوبی و ما و قامت دوست
  • تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
  • چون دوست دشمن است
  • لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آری
  • ز جانت دوستتر دارم
  • نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 19:23
    برچسب‌ها :