عهد صحبت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

نا امــید از دَر رحـمت به کجا باید رفــت ؟

یا رَب از هر چهِ خطا رفت ، هزار استغفار


سعدى

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها : استغفار,
‌توکریم مطلق ومن ‌گدا چه‌ کنی جزاین ‌که نخوانی‌ام درِدیگرم بنَماکه من به کجارَوَم چوبرانی‌ام همه عمرهرزه دویده‌ام خجلم کٌنون که خمیده‌ام من اگربه حلقه تَنیده‌ام توبرونِ درنَنِشانی‌ام
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها : توکریم,نخوانیام,

گفت ای موسی ز من می جو پناه

با دهانی که نکردی تو گناه


گفت موسی من ندارم آن دهان

گفت ما را از دهان غیر خوان

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :
ای که از عاشق خود دیر خبر می پرسی زود باشد که بپرسی و نیابی خبرش   هلالی جغتایی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :
- دختر، اینطور به من نگاه نکن ! این چشم‌های تو، بالاخره مرا وادار به یک خبطِ بزرگ در زندگی خواهد کرد...! +این خبطِ شما، آرزوی من است... چشم هایش ، بزرگ علوی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :
سحر بود و غم و درد سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد غریب و تک و تنها در آن شهر، در آن وادی غم ها دلی خسته و پر از غم و شیدا دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا عجب شام عجیبی ست روان بود سوی مسجد کوفه قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا دلِ حضرت زینب غریب و تک و تنها نه د
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :

جان را قفس اندر قفس اندر قفس استی

جان را ز رهایی هوس ها هوس استی

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم شبی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها : میبینی,میبینم,
یاد آور لحظه‌های دردند عمو شبهای اسیری‌ام، چه سردند عمو دیشب سر نی، فقط سرت را دیدم آغوش تو را چه‌کار کردند عمو؟ جواد منفرد
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :

جمعه ها شرح دلم

یک غزل کوتاه است

که ردیفش همه

«دلتنگ توام» می آید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها :