کیستم من بنده ای از بندگان مرتضی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

کیستم من بنده ای از بندگان مرتضی/قطره ای از بحر نا پیدا کران مرتضی

سایه وار افتاده ام بر آستان مرتضی/مدعی هر گز نمی فهمد زبان مرتضی

باطن دین محمد بود جان مرتضی

بر زمین افتاده دیدم آسمان خویش را/رقص مرگ جان و پایان جها ن خویش را

در کف طوفان رها کردم عنان خویش را/تا مگر پیدا کنم نام و نشان خویش را

گم شدم اندر نشان بی نشان مرتضی

آخرین دژنیز ویران شد کجا پنهان شوم/درکدامین دره ی  تاریک سر گردان شوم

با چه امیدی حریف مرگ در میدان شوم/مردگان را بعد ازو چون بر در فرمان شوم

کیست بردارد درفش کاویان مرتضی

چیست ایمان جز انالحق گفتن رندان مست/کفر چبود دستگاه رستن از بالا و پست

ظاهر مذهب اگر با مذهب ظاهر نشست/باید از ایمان و کفر خویش برداریم دست

همچو خیل دین فروش دشمنان مرتضی

جز منافق را ندیدم منکر مردان مرد/کاه اجمال حصولی کی شناسد کوه درد

درنگنجد در ضمیر صوفی سودا نورد/آنکه سر تا پا حضور آمد به میدان نبرد

در مسلمانی ندیدم همعنان مرتضی

شاه شطرنج سیاست مات خون مرتضاست/درکف جن وملک رایات خون مرتضاست

بر زبان جبرئل آیات خون مرتضاست/نشر دین در انتشار ذات خون مرتضاست

دین ما شد تازه با خون جوان مرتضی

دین ما گفتم نه دین دین فروشان دغل/بوالحکم کیشان قبض و بسط جهل مستدل

آیت قرآن به لب، تلمود پنهان در بغل/فهم دین مصطفی را جسته مفتاح از هبل

امت بوشسب یعنی منکران مرتضی

منکران مرتضی تنها نه مولان کرند/این طرف نیز از قفا مشتی جهولان خرند

کز پی قبض مضاعف همچو غولان بردرند/مول عقل بوالفضول و گول زهد ابترند

زین خوارج بود فریاد و فقان مرتضی

از من بیچاره تا درماندگان جام جم/در جفا با مرتضی پروا نکردیم از ستم

چون علی، او در صمد افتاده و ما در صنم/زین میان، شیر خدا او بود ما شیر الم

بالله ار بودیم جز بار گران مرتضی

همسری با مرتضی دارند؟ مرد راه کو؟/در میان شاعران یک جان آگاه کو؟

در میان اهل حکمت یک شهادت خواه کو؟/آنکه چون حیدر بگرید نیمه شب در چاه کو؟

گر تویی سام نریمان! نک کمان مرتضی

ای دریغا مقتدای خویش را نشناختم/والی صاحب ولای خویش را نشناختم

آشنایان! آشنای خویش را نشناختم/فاش می گویم خدای خویش را نشناختم

گرچه بودم زیر سقف آسمان مرتضی

مهدیا! سلام را مغلوب مکر و فن مخواه/بر در و دیوار یزدامن طرح اهریمن مخواه

جان مردان خدا را زیر بار تن مخواه/امت لولاک را محجوب مشتی زن مخواه

یا امانی ده مرا همچون امان مرتضی

یوسفعلی میرشکاک

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 5:06
برچسب‌ها :